شب ویرانگر روح و روان است
گویند که شب آرامش روح روان است
پرده افتد از شب عاشق تو دانی، که نه آنست
روز مشغله ،کاری و درگیری ذهن
شب که پیدا میشود، آغاز جنگ جسم و جان است
عاشقان با خویشتن در گفتگویند تا به صبح
یا حرام است خواب بر عاشق ،یا که دائم نگران است
خاطرات تلخ وشیرین چون کنند از ذهن خطور
یاد یک نگاه جانسوزمثل پتک، بر استخوان است
گر تمام روزها را گردش ایام بود خوش
گوئیایک کاه غم بر عاشقان کوه جهان است
من که یک شب دل خود دادم به دریای زمان
بهر یک طوفان به روی موجهای غم غلطان است
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۸ ساعت 2:17 توسط حاتم آزمون
|