پروفایل دوست
تو برایم ای عزیز دنیایی از آرامشی
علت و معلول معلوم هست چه حاجت بینشی
عمر من کوتاه است اما عمر تو باشد فزون
من نمیخواهم بر این عمر سیه افزایشی
چون تو را دیدم بدن لرزید خوب فهمیدم
بد تو هرگز نخواهم داشت دمی آسایشی
مثل یک طفل یتیم. بخت بد، نازکش مراست
خسته ام گفتم اجل آید کشد نوازشی
من که یک سرباز صفرم فاتح میدان توئی
دیده ای رمز و فنون جنگ هر رزمایشی
دل به هر جا گر بتازد پیرو دستور توست
گوش جان با توست اگر داری بگو فرمایشی
حال که در آرامش و آسایشم نوازشی
دارمت جانا من از تو فقط یک خواهشی
وقت دفن و کفن من آئی به پیشم غم مخور
تربتی از زیر پایت را بیاور بالشی
![]()
تربتی از ...کنایه از/خاکی که زیر سر مرده می گذارن
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن ۱۳۹۸ ساعت 0:42 توسط حاتم آزمون
|