ضعف من یک ♡پاک است آن هم مال تو
از هجوم خستگیهای زمانه خسته ام
مثل کشتیی به طوفان بادبان بشکسته ام
قایقی دیگر نمیخواهم نجات از موج درد
ساحلم بدتر زدریاست، من ز جان بگسسته ام
شرمسار این تن فرسوده ام اما چه سود
فرصتی باقی نمانده کولبارم بسته ام
آرزویم بود باعشقت رهانیم زدرد
درد بر دردم نهادی اینچنین وارسته ام
مهجبینا تاختی بر قلب ما و شاد باش
من که اکنون در غم ویرانیم بنشسته ام
عمر خود کردم فدایت در رهت بی گفتگو
رهروی بر کاروان رفته ها پیوسته ام
حاتمم سر به فلک زد عشق من تا ماسوا
جز به کوی عشق تو عشقی دگرنجسته ام
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۹ ساعت 2:30 توسط حاتم آزمون
|