تو عطر یاس کدامین فصلی؟
که مشامم هر ثانیه وهر روز هر فصل لبریز از عطر تن توست

چه قدرتی در عشق توست که تمام وجود مرا احاطه کرده است
چه زیبای نهفته ای در سیمای توست که تمام جای جایه مکانها تصویر تو پیداست
چرا تا به زیبای یک تصویر به ابهت یک کلمه به وقار یک نام به مرتبه ای از معرفت به شکوه یک آفرینش می اندیشی باز تداعی گر وجود توست
تو کیستی که بدون تو نفس در سینه حبس می‌شود با یاد تو رگهای قلب به شریان می افتد
نه نه نه اصلآ تو کیستی که من زنجیر کرده‌ام خود را در قفس تو که آزادی برایم پایان زندگیست
آری نمیدانی کیستی! تو خوشبوترین عطری تو زلالترین عشقی زیباترین آفریده ای با وقارترین نامی با شکوهترین کوهی با آرامشترین محبس امنی تو زیباترین بهترین والاترین هدیه خداوندی درست که ندارمت اما هر ثانیه بامنی باز به خداوندی خداوندی
« جز خواستن تو هیچ نخواهد دل من
فراقت بی رحمی است ، اما این رنج کشیدن
بخاطر تو می ارزد به تمام خوشی های جهان . »
نگارش اربعین 1401